آکادمی زبان پانیذ


www.PanizAcademy.ir

استاندارد چیست؟

استاندارد بر سه پایه اساسی در آموزش استوار است

  1. استاندارد آموزش
  2. استاندارد اجرا و مدیریت آموزش
  3. محتوای استاندارد

 

استاندارد آموزش

استاندارد آموزش زبان در کلیه کشورها باید توسط افرادی تنظیم و ارائه گردد که علاوه بر برخورداری از  دانش کافی در این زمینه ، حتما زبان انگلیسی را به عنوان زبان مادری یا زبان رسمی کشورشان بدانند ،  از این رو همیشه کشورهایی که زبان انگلیسی را به عنوان زبان خارجی طلقی میکنند برای یافتن الگوی مناسب به کشورهای انگلیسی زبان می نگرند تا الگوی مناسب خود را بیابند.

در این بازار آشفته غالبا آموزشگاهها به دنبال نام های تجاری و روشهای آموزشی کم هزینه و پردرآمد هستند تا بتوانند کسب درآمد بیشتری از نیاز علمی آموزشی افراد داشته باشند لذا هیچ آموزشگاهی روش علمی مناسبی را برنمی گزیند بلکه به بازار کتاب می­­­نگرد تا با کتابهای موجود در بازار و روشهای کم هزینه به مقصود خود برسد و این مطلب بیشتر به چشم می آید که آموزشگاهها ، بدون هزینه در امور امکانات آموزشی مبادرت به اجرای دوره هایی می کنند که بدون ابزار آموزشی عملا این نوع آموزش فاقد دستاورد مناسب و مفید خواهد بود  .

از این رو کتابی مانند Interchange پرمخاطب ترین کتاب در بازار آموزشی کشور است، که به بدترین شکل ممکن نيزآموزش داده میشود. هدف ما انکار این کتاب نیست بلکه نتیجه حاصل از آموزش آن با اهداف روانشناسی آموزش مغایرت دارد زیرا این کتاب تنها برای مکالمه ساده روزمره در کوتاه مدت سود مند است اما هنگامی که زبان آموز قصد رسیدن به آزمونهای استاندارد بین المللی را در سر داشته باشد این کتاب او را به هیچ یک از خواسته هایش نمی رساند.

مشكلات ناشي از نبود استاندارد آموزشي

شایان ذکر است در این میان استاندارد مشخص و واحدی برای  پیروی آموزشگاهها از آن وجود ندارد. علاوه بر آن دستور العمل آموزشگاهها یکسان نیست در نتیجه زبان آموز پس از طی دوره نمی تواند در آموزشگاه دیگری ادامه دهد و از همه  بد تر اینکه هر آموزشگاه تنها روش آموزش خود را قبول دارد.

لذا با بكارگيري تدبیر و دور اندیشی این مهم محقق مي شود و در آینده با توجه به استاندارد سازی آموزشی گامهای موثرتری را درخصوص آموزش بر خواهيم داشت .

استاندارد آموزش از قدیم تا امروز

قرنهاست که انسان زبان را فرا گرفته ، آموزش داده و مورد ارزیابی قرارداده است . در این تاریخچه طولانی به همان میزان که راههای گوناگون و متعددی برای آموزش زبان وجود داشته ، راه های متفاوتی نیز برای توضیح سطوح مختلف فراگیری زبان و ارزیابی آن وجود داشته است . حتی امروزه مدارس ، دانشگاهها و آکادمی های آموزش زبان، روشهای گوناگون و متعددی برای توضیح سطوح تخصصی زبان مورد استفاده قرار می دهند . آنچه احتمالا در یک کشور به آن "سطح متوسط" اطلاق می گردد در کشور دیگر بالا تر یا پایین تر از این سطح در نظر گرفته می شود. حتی ممکن است این تفاوت در سطوح میان موسسات آموزش زبان در یک محدوده نیز دیده شود. در نظر داشته باشید که بدون معیاری معین چگونه می توانید برای زبان آموز توضیح دهید که منظور از سطح متوسط (Intermediate) چیست؟

آیا سطح متوسط اشاره به این مطلب دارد  که چگونه یک زبان آموز در یک کشور انگلیسی زبان و در شرایط عادی و روزمره ارتباط کلامی برقرار می کند ، یا به مقدار واژگانی که شخص فراگرفته و مورد استفاده قرار می دهد ، یا نکات گرامری که شخص در این سطح می فهمد ؟

با توجه به این مسئله که تعریف دقیقی از Intermediate وجود ندارد چگونه می توان زبان آموز را مورد ارزیابی قرار داد؟

مقایسه سطوح مختلف زبان حتی زمانی که این مقایسه بین دو نفر که دو زبان مختلف مثل انگلیسی و فرانسه را فرا می گیرند بسیار مشکل تر می شود . آیا امکان مقایسه مستقیم مهارت و تخصص دانشجوی سطح پیشرفته انگلیسی با دانشجوی همان سطح در زبان فرانسه وجود دارد؟

به منظور تسهیل هم در فراگیری و هم در آموزش زبان، نیازمند راهی جامع برای تعیین سطح  زبان آموزان هستیم . باید بدانیم که چگونه نحوه آموزش و انتخاب کتابهای دوره و منابع متناسب با این سطوح را اتخاذ کنیم . به طور خلاصه، به زبان مشترکی نیاز داریم تا بتوانیم با آن فراگیری آموزش و ارزیابی زبان را توصیف کنیم .

اکثر کشور ها در این که فراگیری به سه سطح ابتدایی ، متوسطه و پیشرفته سازماندهی شود اتفاق نظر دارند اما استاندارد آموزشی  آنها متفاوت است .

استاندارد آموزشی نوین

اما استانداردی تحت عنوان "چهارچوب مشترک اروپا" نیز در سال 2001 به کل دنیا عرضه شد که مقیاس جهانی به خود گرفت و اکثر کشورهای دنیا این چهارچوب را سرلوحه مبانی و استاندارد آموزشی خود قرار دادند که این چهار چوب توضیح داد ،  یک زبان آموز در 6 سطح مختلف قادر به انجام چه کارهایی است . در نتیجه این سطح زبان آموز را به 3 دسته زیر تقسیم بندی کرد.

1 – کاربر مبتدی

2 – کاربر مستقل

3 – کاربر متخصص یا ماهر

این سه سطح در واقع همان سطوحی هستند که اکثر کشورهای دنیا بر آن اتفاق نظر دارند که از آن به عنوان مقیاس جهانی یاد می کنند.

استاندارد نوین با بهره گیری از علم روانشناسی آموزش و شناخت مخاطب

با در نظر گرفتن مباحث مطرح شده ،  باید به این مطلب اشاره کنیم که با در نظر گرفتن نیازهای دانشجو بایستی به دنبال راه مناسبی باشیم که هم نیازشان را مرتفع نماییم و هم به دنبال آینده ای روشن برای امر آموزش باشیم.

پس دانشجو بایستی پیرو خط مشی مناسب، آموزش خود را دنبال کند تا نتیجه مطلوب و یکسانی بگیرد. از این رو می بایست خط مشی مشترکی تعیین و مطرح گردد تا زبان آموز و مدرس هر دو با تکیه بر آن بتوانند در راستای آموزش نوین گام بردارند و آینده درخشانی را برای خود ترسیم کنند. شایان ذکر است در این میان خود آموزی و خود آزمایی از مباحث مهم آموزش استاندارد نوین است که با برخورداری از علم و دانش روز در راستای آموزش زبان و همچنین با در نظر گرفتن مباحث استاندارد آموزشی به گونه ای ترسیم گردد تا هر دانشجویی علاقه مند به یادگیری کند و نتیجه دلخواه را در کوتاهترین زمان ممکن به وی ارائه نماید.

 

خط مشی آموزش در راستای استاندارد نوین

  • شایستگی و کفایت لازم برای ایجاد ارتباط کلامی موثر(تبادل نظر)
  • مهارت و دانش مرتبط با فراگیری زبان و کیفیت لازم
  • موقعیتها (مردم، مکان، زمان ، سازمان ، و ...) و مفاد ( مطالعه ، کار ، اجتماع ، گردشگری و ...) که تبادل نظر و ارتباط کلامی در آن واقع شود.

 

مطلب حائز اهمیت در آموزش نوین

  1. در راستای آموزش زبان بایستی بر اساس مبانی روانشناسی آموزش گام برداشت و این امر را تا جایی جدی گرفت که در ابتدا ذهن دانشجو را آماده پذیرش مباحث یادگیری زبان نمود و سپس به دنبال نحوه ارائه مطالب بود.
  2. برای تحقق این امر و برای طبقه بندی مراحل آموزش در کشور عبارت "قادر است انجام دهد" را برای تعیین سطح و تقسیم آنچه باید بیاموزد برگزیدیم.
  3. زیرا عبارت " قادر است انجام دهد" همیشه مثبت است و آنچه را که زبان آموز قادر به انجام آن است توضیح می دهد نه آنچه که قادر به انجام آن نبوده یا اشتباه انجام می دهد.
  4. این مهم به همه زبان آموزان کمک می کند ، حتی آنهایی که در پایین ترین سطوح هستند ، تا ببینند که فراگیری ارزشمند است و آنها قادر به کسب اهداف زبان هستند .

با اتکا به مباحث مطرح شده تقسیم بندی این توانایی به شرح ذیل ارائه می گردد تا این امر آسان تر در ذهن جاری گردد.

سطح مقدماتی یک

  • در سطح مقدماتی یک زبان آموز می تواند عبارات بسیار ابتدایی و روزمره را با هدف برطرف نمودن نیازهای نوع ذاتی  بفهمد و مورد استفاده قرار دهد.
  • می تواند خود و دیگران را معرفی نماید و نیز سئوال و جوابهایی در مورد جزئیات شخصی مانند اینکه کجا زندگی می کند ، مردمی که می شناسد و چیزهایی که دارد را ارائه نماید.
  • می تواند با روشی ساده تبادل نظر نماید به شرط اینکه دیگران شمرده و واضح صحبت کرده و آماده کمک کردن به او باشند.

مقدماتی دو

  • می تواند در اموری که به تبادل ساده و مستقیم اطلاعات درباره موضوعات روتین و آشنا نیاز دارد تبادل نظر نماید.
  • می تواند در عبارات ساده ، ابعاد مختلف سوابق و تجربیات ، محیط اطراف و موضوعات در حوزه نیازهای فوری خویش صحبت نماید.

متوسطه یک

  • در این سطح زبان آموز می تواند نکات اصلی مطالب استاندارد و روشن ارائه شده در موضوعات آشنا که مرتبا در محل کار ، مدرسه و فراغت بطور ناگهانی با آنها مواجه میشود را بفهمد.
  • می تواند اکثر موقعیتهای مشابه آنچه در زمان مسافرت در محدوده ای که زبان در آن استفاده می شود را مورد بحث قرار دهد.
  • می تواند متون ساده مرتبط با یکدیگر در مورد موضوعاتی که با آن آشنا بوده و یا  علاقه مند به آنهاست را ارائه نماید.
  • می تواند تجربیات و اتفاقات ( رویدادها ) ، تخیلات و تصورات و همچنین امیدها و تمایلات خود را توصیف نماید و به طور خلاصه توضیحات و دلایلی برای عقاید و نقشه هایش ارائه نماید.

متوسط دو

  • در این سطح زبان آموز قادر است ایده اصلی متون پیچیده در موضوعات نظری و ذاتی شامل مباحث فنی در رشته اختصاصی خود را بفهمد .
  • با فصاحت قادر به برقراری ارتباط متقابل می باشد ، بطوری که بتواند ارتباط متقابل و تمام عیار و کاملی را با سخنگوی بومی بدون ایجاد خستگی برای هر یک از طرفین ایجاد نماید.
  • می تواند متنی مفصل و شفاف در مورد موضوعات گوناگون تهیه نموده و دیدگاه خویش را در خصوص یک موضوع بیان کند و در عین حال فواید و مضرات انتخاب های گوناگون را ارائه می نماید.

پیشرفته یک

  • در این سطح زبان آموز قادر به درک و فهم موارد درخواستی گوناگون ، متون طولانی تر و درک معانی تلویحی می باشد .
  • می تواند به طور روان و ساده و داوطلبانه و بدون هیچ جستجوی آشکاری برای بیان خود مطالبش را ابراز نماید.
  • می تواند به طور انعطاف پذیر و موثر از زبان برای اهداف اجتماعی ، دانشگاهی و حرفه ای استفاده نماید.
  • می تواند در مورد موضوعات پیچیده ، متونی مفصل  و شفاف با جمله بندی بی نقص ارائه نماید و استفاده کنترل شده از الگوهای سازمان یافته ، رابطه ها و تمهیدات سازگار را اجرا کند.

پیشرفته دو

  • در این سطح هر آنچه زبان آموز می شنود یا می خواند برای او به آسانی قابل فهم است.
  • قادر به خلاصه کردن اطلاعات از منابع مختلف نوشتاری و گفتاری بوده و می تواند مباحث و محاسبات را بطور منسجم و منطقی بازسازی نماید.
  • می تواند جنبه های مختلف معنا را بلافاصله، روان و ساده و دقیق ابراز نماید و قادر به تشخیص مفاهیم حتی در موقعیتهای بسیار پیچیده می باشد.

 

با عنایت به آنچه در خصوص روانشناسی آموزش مطرح گردید باید به این نکته توجه داشت که چنانچه سطوح بر اساس تعریف صحیح خود در مراکز مورد استفاده قرار گیرند نه تنها نسبت به یکسان سازی روند آموزش گام مهمی برداشته شده بلکه در خصوص خود ارزیابی توسط زبان آموز نیز الگوی مناسبی طراحی گردیده که در هر بخش، زبان آموز می تواند نسبت به باز آموزی، تلاش برای یادگیری صحیح و مرتفع کردن نیازهای آموزشی گامهای بلندی بردارد و از سوی دیگر با روشن شدن راه آموزش می تواند در راستای خود ارزیابی نیز مثمر ثمر باشد.

البته این امکان وجود دارد که مطالب ارائه شده در این سطوح برای زبان آموزان تا حدی پیچیده بنظر آید،؛ به همین دلیل هنگام استفاده از این مطالب برای آماده سازی نظام خودارزیابی زبان آموز، مدرسین این دوره ها می بایست درتسهیل فهم مطالب اهتمام ورزند .در این صورت زبان آموزان قادر به تشخیص سطح خود هستند و می دانند در مراحل بعدی با فراگیری و کاربرد زبان به کجا خواهند رسید.

به طور مثال یک نظام خود ارزیابی برای فراگیران سطح متوسط یک (مهارت شنیداری ) بدین صورت است :

من قادرم ایده اصلی یک سخنرانی در شرایط استاندارد و شفاف با موضوعات آشنایی که در محل کار ، مدرسه و اوقات فراغت بطور ناگهانی با آنها مواجه می شوم را درک کنم .

من قادرم ایده اصلی بسیاری از برنامه های رادیو یا تلویزیون در امور جاری با سرفصلهایی از علایق شخصی یا حرفه ایم را در صورتی که بطور آهسته و واضح پخش شود درک کنم .

 

 

به طور کلی این تقسیم بندی فقط به این مطلب خلاصه نمی شود بلکه مواردی چون مطالب زیر نیز بایستی در این راستا مورد توجه قرار گیرند.

خواندن و درک مطلب (Reading)

 مهارتهای شنیداری ( Listening)

صحبت کردن و کنش متقابل و تولید کلامی (Speaking)

نگارش (Writing )

شایان ذکر است که موارد فوق، چهارمهارت اصلی آموزش هستند که آموزش زبان بدون توجه به آنها معنایی ندارد و از سویی دیگر بسیاری از زبان شناسان و مدعیان آموزش بر این باورند که در اصل پنج مهارت وجود دارد که مهارت پنجم را "مسلط بودن به فرهنگ" آن زبان میدانند؛ بدین معنا که زبان آموز هنگام بکار بردن چهار مهارت دیگر بایستی با اتکا به فرهنگ آن زبان، ارتباط برقرار کنند تا این ارتباط پررنگ تر جلوه نماید و اثر گذاری بیشتری در مخاطب داشته باشد.

 






تاريخ انتشار : جمعه 20 آذر 1394
موضوعات: مطالب آموزشی ،
برچسب ها: استاندارد، استاندارد آموزش، آموزش استاندارد ،



نظرات
ارسال یک نظر جدید

  نام شما
  ایمیل (منتشر نخواهد شد)
  آدرس وب
متن نظر
کد امنیتی